شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۶
نظرات: ۰
۰
-
گزارش خبرنگار بی‌بی‌سی از سفر با قطار به میناب؛ همه در ایران سوگوار کشته‌های جنگ هستند

بیل مکانیکی ناگهان متوقف می‌شود. یکی از کارگران دستش را داخل آوار می‌برد و چیزی را آزاد می‌کند که فلز پیچ‌خورده یا بتن شکسته نیست. این یک دفتر مشق کودکانه است با صفحه‌های سالم که دست‌خطی تمیز روی آن دیده می‌شود؛ محیا سالاری؛ شهید هشت ساله!

به گزارش اطلاعات آنلاین، نوال المغافی خبرنگار ارشد تحقیقات بین‌المللی بی‌بی‌سی، ماجرای سفر خود را به جنوب ایران و شهر میناب در این گزارش روایت کرده است:

پنج ماه پس از آنکه موشکی مدرسه ابتدایی شجره طیبه در میناب ایران را در هم کوبید، بیل‌های مکانیکی‌ هنوز در حال پاکسازی محل هستند. کارگران بقایای یک پسر نوجوان را می‌جویند که هنوز گمان می‌رود در زیر آوار دفن شده باشد. به گفته دفتر دادستانی میناب، ۱۵۶ نفر، از جمله ۱۲۰ کودک، در اثر اصابت یک موشک تاماهاک ساخت آمریکا در روز اول جنگ کشته شدند.

در سراسر شهر، تصاویر کشته‌شدگان دیوارها، ویترین مغازه‌ها و بیلبوردهای کنار جاده را پوشانده و میناب را به یکی از نمادهای تعیین‌کننده رنج غیرنظامیان تبدیل کرده است. وقتی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه آغاز شد، دونالد ترامپ از ایرانیان خواسته بود «سرنوشت خود را به دست بگیرند». در عوض، این درگیری ایران را به شیوه‌هایی که کمتر کسی انتظار داشت، تغییر داد. سفری به طول این کشور، تأثیر جنگ را بر مردم آن آشکار می‌کند.

قطار شبانه از تهران به بندرعباس تقریباً ۹۰۰ مایل (۱۴۴۸ کیلومتر) طول می‌کشد و قلب سیاسی ایران را به خط ساحلی جنوبی راهبردی آن در تنگه هرمز متصل می‌کند. این قطار پیش از رسیدن به خلیج فارس، از کوه‌ها، بیابان‌ها و سایت‌های هسته‌ای نطنز و فردو عبور می‌کند. دانشجویان، فوتبالیست‌ها، بازرگانان و خانواده‌ها در این قطار حضور دارند. افرادی از هر گوشه ایران، هر کدام روایت خود را از معنای جنگ دارند.

با شروع سال، اعتراضات ضد دولتی پس از سال‌ها تحریم‌های فلج‌کننده، مشکلات اقتصادی، تورم مهارناپذیر و ناامیدی فزاینده در سراسر کشور گسترش یافته بود. سپس جنگ از راه رسید. آزاده، وکیل، می‌گوید روزهای اول درگیری ترسناک بود. او می‌گوید: «سازگاری در ذات هر ایرانی است. ما سعی کردیم به زندگی خود ادامه دهیم، روال‌های خود را حفظ کنیم و امیدوار بمانیم.»

گزارش خبرنگار بی‌بی‌سی از سفر با قطار به میناب؛ همه در ایران سوگوار کشته‌های جنگ هستند

وقتی از او پرسیده می‌شود که نظرش درباره اعتراضات و بسیاری از کسانی که معتقد بودند جنگ می‌تواند تغییر سیاسی ایجاد کند چیست، مکث می‌کند و سپس بی‌سروصدا از پاسخ دادن طفره می‌رود. در داخل واگن، مکالمات به سرعت بین خانواده، کار و زندگی روزمره جابجا می‌شوند، اما سیاست متفاوت است. 

همسفر او، سپیده، آرایشگر، بیشتر مایل به صحبت است. او می‌گوید: «من ایران را دوست دارم. خیلی دوستش دارم. اما وقتی می‌بینم جوانی‌ام از دست می‌رود و رویاهایم ناپدید می‌شوند، چاره‌ای جز رفتن ندارم.»

کمی پایین‌تر، دو فوتبالیست جوان پس از ازسرگیری لیگ داخلی پس از یک ماه تعلیق، در حال بازگشت به خانه هستند. عبدالله در پاسخ به این سوال که چه چیزی را بیشتر از جنگ به یاد دارند، می‌گوید: «آنها به مدرسه‌ای پر از کودک حمله کردند... آنها هفت، هشت و نه ساله بودند. تمام کشور ما ناراحت بود. روز تشییع ... همه گریه می‌کردند.»

در بندرعباس، جاده‌ای به سمت میناب می‌پیچد، سفری دو ساعته. این شهر به خاطر نخل‌های خرما و پنجشنبه‌بازار شلوغش شناخته می‌شود. امروز، جنگ تقریباً بر هر خیابانی غالب است. تصاویر کودکانی که در حمله به مدرسه کشته شدند، از ساختمان‌ها و تیرهای چراغ برق آویزان است.

در حاشیه شهر، دبستان شجره طیبه همچنان یک پوسته باقی مانده است. کف‌های بتنی روی هم فروریخته‌اند. فولادهای پیچ خورده از کلاس‌های درس ویران بیرون زده‌اند در حالی که بیل‌های مکانیکی‌ همچنان در حال پاکسازی محل هستند. در میان آوار، دفتر مشق محیا سالاری قرار دارد.

گزارش خبرنگار بی‌بی‌سی از سفر با قطار به میناب؛ همه در ایران سوگوار کشته‌های جنگ هستند

محیا به همراه برادر کوچکترش علی در مدرسه بوده است. مادرشان کمی قبل از حمله برای بردن آنها آمده بود. هر سه نفر کشته شدند. آمنه نادمی شش سال در اینجا کلاس اول درس داد. او می‌گوید: «دیگر نمی‌توان آنجا را مدرسه نامید. فقط دیوارهایی هستند که بوی مرگ، غم و خون می‌دهند.» او والدینی را به یاد می‌آورد که پابرهنه به سمت ساختمان می‌دویدند. «فکر می‌کردم همه فرار کرده‌اند. نمی‌دانستم همه زیر آوارند.»

پنتاگون تاکنون هیچ پاسخی در مورد بمباران مدرسه ارائه نکرده است. رضا بشارتی، امدادگر هلال احمر، می‌گوید که هنوز آن صبح را زنده پیش چشم خودش می‌بیند. او می‌گوید: «حتی الان هم همه چیز را به یاد دارم.» برای برخی از ایرانیانی که زمانی امیدوار بودند فشار خارجی ممکن است دولت را تضعیف کند، میناب به نقطه عطفی تبدیل شد.

یکی از معترضان سابق گفت: «من پذیرفتم که جنگ وجود دارد. اما نه به قیمت کشته شدن افراد بی‌گناه. جنگ همه چیز را نابود می‌کند. هیچ تمایزی بین افراد خوب و بد قائل نمی‌شود.» در گورستان میناب، کودکان در میان ردیف‌های قبرهای کوچک می‌رقصند در حالی که خانواده‌ها از آفتاب بعد از ظهر پناه می‌گیرند.

معصومه مهران شیخ‌آبادی تقریباً هر روز به اینجا می‌آید. دختر نه ساله‌اش، ستایش، در این حمله کشته شد. او می‌گوید: «وقتی رسیدم، فقط بوی دود و موهای بچه‌ها بود. من یک دست دیدم. من یک پا دیدم. آنها تکه تکه شده بودند.»

گزارش خبرنگار بی‌بی‌سی از سفر با قطار به میناب؛ همه در ایران سوگوار کشته‌های جنگ هستند

بندرعباس - در غرب میناب - بزرگ‌ترین بندر تجاری ایران و دروازه تنگه هرمز است. در حالی که میناب روایت دولت ایران از این جنگ را شکل داد، بندرعباس جایی است که قدرت خود را به نمایش می‌گذارد. حدود یک‌پنجم نفت و گاز دریایی جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند - و کنترلی که ایران می‌توانست بر یکی از شلوغ‌ترین کریدورهای دریایی جهان اعمال کند، قدرتمندترین سلاح آن بود.

این شهر محل استقرار نیروی دریایی متعارف ایران و همچنین نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و همین امر آن را به یک هدف نظامی کلیدی تبدیل کرده است. حداقل ۹۶ حمله هوایی آمریکا بین ۲۸ فوریه تا ۸ آوریل در داخل و اطراف این شهر ثبت شده است. در امتداد ساحل، ماهیگیران در اطراف کشتی‌های باری لنگرانداخته که هنوز منتظر عبور از تنگه هستند، کار می‌کنند. ماه‌ها اختلال، بسیاری را از امرار معاش ناتوان کرده است.

در تهران، حال و هوا به طرز چشمگیری متفاوت است. در طول یک وقفه کوتاه در جنگ، صدها هزار نفر، و طبق گزارش‌های رسمی، میلیون‌ها نفر، برای تشییع رهبر  شهید ایران، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، چهار ماه پس از شهادت او جمع می‌شوند.

عکس‌ها در خیابان‌ها صف کشیده‌اند. سرودهای انقلابی از بلندگوها طنین‌انداز می‌شود. شعارهای "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسرائیل" در میان جمعیت موج می‌زند. این تشییع هم لحظه‌ای از عزاداری و هم نمایشی با دقت طراحی‌شده از وحدت سیاسی است.

ثریا در اولین راهپیمایی سیاسی خود می‌گوید: من افراد زیادی را می‌شناسم که با دولت مخالف بودند. امروز آنها از آن حمایت می‌کنند. اینکه آیا این موضوع منعکس‌کننده افکار عمومی گسترده‌تر است یا نه، غیرممکن است. چند روز بعد، آتش‌بس فرو می‌ریزد.

گزارش خبرنگار بی‌بی‌سی از سفر با قطار به میناب؛ همه در ایران سوگوار کشته‌های جنگ هستند

در سراسر ایران روایتی واحد از جنگ وجود ندارد. برخی معتقدند این جنگ وحدت ملی را تقویت کرد. برخی دیگر می‌گویند جنگ بدون پرداختن به نارضایتی‌هایی که ابتدا مردم را به خیابان‌ها کشاند، سرکوب را تشدید کرد.

از ویرانه‌های یک مدرسه در میناب گرفته تا خطوط کشتیرانی تنگه هرمز و جمعیتی که در تهران جمع شده بودند، این سفر کشوری را نشان می‌دهد که با جنگ دگرگون شده است. با ادامه درگیری، مبارزه برای شکل دادن به میراثی که از خود به جا خواهد گذاشت هم ادامه می‌یابد.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی